ترجمه "messer" به فارسی

کاردکها, چاقو, کارد بهترین ترجمه های "messer" به فارسی هستند.

messer
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • کاردکها

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " messer " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Messer noun masculine neuter دستور زبان
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • چاقو

    noun

    Sie schnitt den Apfel mit einem Messer.

    او آن سیب را با یک چاقو برید.

  • کارد

    noun

    Schneidwerkzeug

    Schneide den Kuchen mit einem Messer.

    کیک را با کارد ببرید.

  • خنجر

    noun

    Dein Freund hat mir ein Messer an den Hals gehalten.

    خب ، دوستت روي گلوي من خنجر گذاشته بود.

  • ترجمه های کمتر

    • تیغ
    • کاردکها
    • bičāq
    • kārd
    • pičāq
    • pīčāq
    • بچاق
    • پچاق
    • پیچاق

تصاویر با "messer"

عباراتی شبیه به "messer" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "messer" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه