ترجمه "Museum" به فارسی

موزه, mūze, بايگانيها بهترین ترجمه های "Museum" به فارسی هستند.

Museum noun neuter دستور زبان

Museum (umgangssprachlich) [..]

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • موزه

    noun

    موزه

    Dieser Bus bringt dich zum Museum.

    این اتوبوس شما را تا موزه می برد .

  • mūze

  • بايگانيها

  • ترجمه های کمتر

    • مجموعهها
    • موزهها
    • کلکسیونها
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Museum " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

museum
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • موزهها

    noun

    Vor langer Zeit, im frühen 20. Jahrhundert, waren Museen auf der Suche nach Sauriern.

    در زمانهای بسیار دور، اوایل دههی ۱۹۰۰، موزهها در به در به دنبال دایناسورها میگشتند.

تصاویر با "Museum"

عباراتی شبیه به "Museum" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Museum" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه