ترجمه "Musik" به فارسی

موسیقی, موزیک, آهنگ بهترین ترجمه های "Musik" به فارسی هستند.

Musik noun feminine دستور زبان

Mucke (umgangssprachlich) [..]

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • موسیقی

    noun

    نوعی هنر که به کمک آن تولید صوت میکند [..]

    Ich war sehr an klassischer Musik interessiert in meiner Schulzeit.

    در زمان مدرسه به موسیقی کلاسیک خیلی علاقهمند شدم.

  • موزیک

    noun

    Die künstlerische Anordnung von Klängen und Tönen, die Ideen und Emotionen durch die Elemente Rhythmus, Melodie, Harmonie und Klangfarbe ausdrückt.

    Ohne die aufgenommene Musik wäre es auch unmöglich.

    و بدون موزیک ضبط شده هم غیرممکن می بود

  • آهنگ

    noun

    Ich frage mich, ob er gerade unsere Musik hört.

    دوست دارم بدونم الان داره به آهنگ ما گوش میده

  • ترجمه های کمتر

    • خنیا
    • موزيك
    • موسيقی
    • musighi
    • muzik
    • آهنگ های من
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Musik " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "Musik" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Musik" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه