ترجمه "NASA" به فارسی
ناسا ترجمه "NASA" به فارسی است. نمونه ترجمه شده: Tatsächlich, die NASA hat gezeigt dass es vieles davon dort draußen gibt. ↔ در حقیقت، ناسا کلی از این چیزها که آنجا هستند را نشان داده.
NASA
Proper noun
noun
feminine
دستور زبان
zivile Luft- und Raumfahrtbehörde der USA [..]
-
ناسا
AcronymTatsächlich, die NASA hat gezeigt dass es vieles davon dort draußen gibt.
در حقیقت، ناسا کلی از این چیزها که آنجا هستند را نشان داده.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " NASA " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن
ترجمه های "NASA" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه
Diese Computersimulation verdanken wir einer Relativitäts-Arbeitsgruppe der NASA Goddard.
این شبیه سازی کامپیوتری را یک گروه که برروی نسبیت در مرکز فضایی گودارد ناسا کار می کنند تهیه کرده اند.
Und dann natürlich hat die NASA auch eine große Ankündigung gemacht und Präsident Clinton hat eine Pressekonferenz gegeben, über diese unglaubliche Entdeckung von Leben auf einem Mars-Meteroiten.
و بعد، البته، ناسا یک خبررسانی باشکوه انجام داد، و رئیس جمهور کلینتون یک کنفرانس مطبوعاتی درباره این دستآورد حیرت آور برگزار کرد، و رئیس جمهور کلینتون یک کنفرانس مطبوعاتی درباره این دستآورد حیرت آور برگزار کرد، وجود حیات در یک شهاب سنگ مریخی.
Wir sehen bereits Autohersteller wie Volvo Autos mit HoloLens anders designen; sehen Universitäten wie Case Western die Art, wie Studenten lernen, neu definieren; und mein Favorit, NASA lässt Wissenschaftler Planeten mit HoloLens holographisch erkunden.
هم اکنون خودرو سازهایی مانند ولوو را میبینیم که خودروهای متفاوتی را با هولولنز میسازند؛ دانشگاههایی مانند کیس وسترن آموزش دانشجویان پزشکی را باز تعریف میکنند؛ و جالبترینش از نظر من اینکه، ناسا از هولولنز استفاده میکند تا محققین، اکتشافات سیارهای را به صورت سه بعدی انجام دهند.
Doch Tatsache ist doch, dass ihr jemanden von der NASA braucht.
اما من ميگم شما به آدماي " ناسا " نياز دارين...
Ich werde die NASA anrufen und sie einen neuen Drogentest machen lassen.
زنگ ميزنم به ناسا ميگم يه تست ازش بگيرن