ترجمه "Nudeln" به فارسی

پاستا, اسپاگتي, رشتهجات بهترین ترجمه های "Nudeln" به فارسی هستند.

Nudeln noun

Soba, Udon etc.

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • پاستا

    noun

    Die Sefiora hat einen empfindlichen Magen und möchte ein paar Nudeln oder...

    ... خانوم معده ي حساسي دارند و کمي پاستا يا

  • اسپاگتي

  • رشتهجات

  • ترجمه های کمتر

    • رشتهفرنگيها
    • ماكاروني
    • نیرشته
    • ورمیشل
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Nudeln " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

nudeln Verb دستور زبان
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • رشتهفرنگيها

عباراتی شبیه به "Nudeln" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Nudeln" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه