ترجمه "nudel" به فارسی

نودل, نودل بهترین ترجمه های "nudel" به فارسی هستند.

nudel
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • نودل

    Nur ein paar Nudeln, das muss doch möglich sein!

    اگر بتونم نودل درست کنم هر کاري ميتونم بکنم

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " nudel " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Nudel noun feminine دستور زبان
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • نودل

    beliebig geformte Teigwaren, die vor dem Verzehr gekocht werden

    Nur ein paar Nudeln, das muss doch möglich sein!

    اگر بتونم نودل درست کنم هر کاري ميتونم بکنم

تصاویر با "nudel"

عباراتی شبیه به "nudel" با ترجمه به فارسی

  • رشتهفرنگيها
  • اسپاگتي · رشتهجات · رشتهفرنگيها · ماكاروني · نیرشته · ورمیشل · پاستا
اضافه کردن

ترجمه های "nudel" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه