ترجمه "Plan" به فارسی
برنامه, دیزاین, صفحه بهترین ترجمه های "Plan" به فارسی هستند.
Plan
noun
masculine
دستور زبان
Schlachtplan (umgangssprachlich) [..]
-
برنامه
nounEinen Plan, den wir ab heute weiterverfolgen wollen.
برنامه اي که آماده ايم امروز اجراش کنيم
-
دیزاین
-
صفحه
nounHier ist also Kopernikus' Sichtweise dessen, wie das Sonnensystem als Plan aussieht,
خب، این مدل کوپرنیک از چیزیست که منظومهی شمسی در یک صفحه به نظر میاد.
-
ترجمه های کمتر
- طراحی
- طرح
- پلان
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Plan " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
plan
adjective
دستور زبان
topfeben (Verstärkung)
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"plan" در فرهنگ لغت آلمانی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای plan در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "Plan"
عباراتی شبیه به "Plan" با ترجمه به فارسی
-
замин · ارض · زمین
-
برزنت
-
ابتکارکردن · برنامه زمانی · طرح · پیشبینی کردن
-
سیاره
-
سیاره زمینسان
-
اختر · سیاره
-
برزنت
اضافه کردن مثال
اضافه کردن