ترجمه "planen" به فارسی
ابتکارکردن, طرح, برنامه زمانی بهترین ترجمه های "planen" به فارسی هستند.
planen
verb
دستور زبان
ins Auge fassen (umgangssprachlich) [..]
-
ابتکارکردن
-
طرح
nounWir sprachen über den Plan mit ihm.
ما با او در مورد آن طرح صحبت کردیم.
-
برنامه زمانی
-
پیشبینی کردن
Verb
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " planen " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Planen
noun
Noun
feminine
neuter
دستور زبان
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Planen" در فرهنگ لغت آلمانی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Planen در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "planen" با ترجمه به فارسی
-
замин · ارض · زمین
-
برزنت
-
سیاره
-
سیاره زمینسان
-
اختر · سیاره
-
برنامه · دیزاین · صفحه · طراحی · طرح · پلان
-
برزنت
اضافه کردن مثال
اضافه کردن