ترجمه "Prostitution" به فارسی
تنفروشی, روسپیگری, فاحشه گی بهترین ترجمه های "Prostitution" به فارسی هستند.
Prostitution
noun
Noun
feminine
دستور زبان
ältestes Gewerbe der Welt (umgangssprachlich) [..]
-
تنفروشی
Vornahme sexueller Handlungen gegen Entgelt
-
روسپیگری
nounEs gibt Länder, wo Eltern ihre Kinder in die Prostitution verkaufen.
در بعضی کشورها، والدینی هستند که فرزندان خود را برای روسپیگری میفروشند.
-
فاحشه گی
Aber sie behaupten, sie könnten dir Prostitution nachweisen.
اما اونا گفتن برای ثابت کردن فاحشه گی تو به اندازه ی کافی مدرک دارن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Prostitution " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
prostitution
-
تنفروشی
عباراتی شبیه به "Prostitution" با ترجمه به فارسی
-
زن خیابانی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن