ترجمه "Ringen" به فارسی
کشتی, دست به یقه شدن, کشتی بهترین ترجمه های "Ringen" به فارسی هستند.
Ringen
noun
Noun
neuter
دستور زبان
-
کشتی
nounKampf- und Kraftsport mit Ganzkörpereinsatz ohne weitere Hilfsmittel
Das hier nennt man Schlamm-Ringen in den Reisfeldern.
به این عمل، کشتی گل الود در شالیزار می گویند.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Ringen " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
ringen
verb
دستور زبان
ringen (mit) [..]
-
دست به یقه شدن
-
کشتی
nounUnd wie können wir um den Segen Jehovas ringen?
همچنین میآموزیم که چگونه میتوانیم برای کسب برکت یَهُوَه بجنگیم یا به اصطلاح کشتی بگیریم.
تصاویر با "Ringen"
عباراتی شبیه به "Ringen" با ترجمه به فارسی
-
انگشتر
-
رتبه (جبر خطی)
-
انگشتر · حلقه
-
حلقه جابهجایی
-
ارباب حلقهها
-
ارباب حلقهها: یاران حلقه
-
حلقه مهره اسیر
-
ارباب حلقهها: بازگشت پادشاه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن