ترجمه "ring" به فارسی
انگشتر, حلقه, انگشتر بهترین ترجمه های "ring" به فارسی هستند.
ring
verb
-
انگشتر
Und wer hat mir diesen blöden Ring hier verkauft, hä?
و کي اين انگشتر مسخره رو فروخت ؟
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " ring " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Ring
noun
masculine
دستور زبان
Reifenförmiger Gegenstand aus Edelmetall, der am Finger getragen wird.
-
حلقه
nounAlgebraische Struktur in der Mathematik [..]
Der Ring ist verflucht.
حلقه نفرین شده است.
-
انگشتر
Schmuck
Und wer hat mir diesen blöden Ring hier verkauft, hä?
و کي اين انگشتر مسخره رو فروخت ؟
تصاویر با "ring"
عباراتی شبیه به "ring" با ترجمه به فارسی
-
کشتی
-
رتبه (جبر خطی)
-
حلقه جابهجایی
-
ارباب حلقهها
-
دست به یقه شدن · کشتی
-
ارباب حلقهها: یاران حلقه
-
حلقه مهره اسیر
-
ارباب حلقهها: بازگشت پادشاه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن