ترجمه "Rosine" به فارسی

کشمش, کشمشها, مویز بهترین ترجمه های "Rosine" به فارسی هستند.

Rosine noun feminine دستور زبان
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • کشمش

    noun

    getrocknete Weinbeeren

    Die Rosinen sind rausgepickt, wie du es magst.

    کشمش هاشم برداشتم از توش همونجوري که دوست داري

  • کشمشها

  • مویز

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Rosine " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

rosine
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • کشمشها

تصاویر با "Rosine"

اضافه کردن

ترجمه های "Rosine" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه