ترجمه "Ruhe" به فارسی
آرامش, استراحت, آرام بهترین ترجمه های "Ruhe" به فارسی هستند.
Ruhe
noun
feminine
دستور زبان
Funkstille (umgangssprachlich) [..]
-
آرامش
nounDu hast vor allem Ruhe nötig.
تو قبل از هر چیز به آرامش نیاز داری.
-
استراحت
nounDu solltest dir etwas Ruhe gönnen.
تو باید قدری استراحت کنی
-
آرام
adjectiveEndlich waren die Kinder bettfertig und kamen zur Ruhe.
بالاخره کودکان در رختخواب بوده و همه چیز آرام بود.
-
ترجمه های کمتر
- صلح
- انيدروبيوز
- خاموشی
- خفتگی
- خوابیدن
- سکوت
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Ruhe " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
ruhe
verb
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"ruhe" در فرهنگ لغت آلمانی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای ruhe در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "Ruhe"
عباراتی شبیه به "Ruhe" با ترجمه به فارسی
-
استراحت (آرامش)
-
استراحت (خفتگی)
-
تنهایم بگذارید
-
استراحت کردن · بستگي داشتن به · خوابیدن · غنودن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن