ترجمه "ruhen" به فارسی
استراحت کردن, بستگي داشتن به, خوابیدن بهترین ترجمه های "ruhen" به فارسی هستند.
ruhen
verb
دستور زبان
schnarchen (umgangssprachlich) [..]
-
استراحت کردن
verbIch ruhte mich einen Tag lang zu Hause aus.
من یک روز در خانهام استراحت کردم.
-
بستگي داشتن به
-
خوابیدن
verb -
غنودن
verb
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " ruhen " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "ruhen" با ترجمه به فارسی
-
استراحت (آرامش)
-
استراحت (خفتگی)
-
آرام · آرامش · استراحت · انيدروبيوز · خاموشی · خفتگی · خوابیدن · سکوت · صلح
-
تنهایم بگذارید
اضافه کردن مثال
اضافه کردن