ترجمه "Runde" به فارسی
دایره, دور بهترین ترجمه های "Runde" به فارسی هستند.
Runde
noun
Noun
feminine
دستور زبان
Rotte (u.a. Jägersprache für Wildschweine) [..]
-
دایره
nounpasst der Würfel doch ganz einfach durch das runde Loch."
خوب مربع بسادگی از سوراخ دایره رد میشه."
-
دور
nounAlso landetet ich in der zweiten Runde des Wettbewerbs, dann in der dritten und vierten.
و بدین ترتیب در دور دوم رقابت قرار گرفتم، و سپس دورسوم و چهارم.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Runde " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
runde
adjective
verb
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"runde" در فرهنگ لغت آلمانی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای runde در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "Runde"
عباراتی شبیه به "Runde" با ترجمه به فارسی
-
gerd · دایره · مدور · گرد · گِرد · گِردي
-
پرانتز باز
-
پرانتز بسته
-
پرانتز
اضافه کردن مثال
اضافه کردن