ترجمه "rund" به فارسی
gerd, دایره, مدور بهترین ترجمه های "rund" به فارسی هستند.
rund
adjective
adverb
دستور زبان
über den Daumen (gepeilt) (umgangssprachlich) [..]
-
gerd
-
دایره
nounSchon jetzt rund um den arktischen Kreis - dies ist ein bekanntes Dorf in Alaska.
هم اکنونء دور دایره قطبی- این دهکده معروفی در آلاسکا است.
-
مدور
adjectiveDie Erde ist weder flach noch rund.
زمین نه مسطح است و نه مدور.
-
ترجمه های کمتر
- گرد
- گِرد
- گِردي
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " rund " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Rund
Noun
دستور زبان
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Rund" در فرهنگ لغت آلمانی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Rund در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "rund"
عباراتی شبیه به "rund" با ترجمه به فارسی
-
دایره · دور
-
پرانتز باز
-
فلکه
-
پرانتز بسته
-
پرانتز
اضافه کردن مثال
اضافه کردن