ترجمه "Samt" به فارسی

مخمل, با, به همراه بهترین ترجمه های "Samt" به فارسی هستند.

Samt noun masculine دستور زبان

Dicht gewebter Stoff (ursprünglich aus Seide, heute auch Baumwolle oder künstlichen Fasern) mit einer dicken, kurzen Flor auf einer Seite.

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • مخمل

    noun

    textiles Gewebe

    haben Samt, Seide, Pelz getragen, sehr kostbare Materialien.

    همه زنان و یا بیشتر زنان در نقاشیهای ورمر مخمل، ابریشم، پوست با مواد بسیار مجلل پوشیدند.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Samt " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

samt adverb adposition دستور زبان

nebst (gehoben)

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • با

    adposition Suffix
  • به همراه

  • مخمل

    haben Samt, Seide, Pelz getragen, sehr kostbare Materialien.

    همه زنان و یا بیشتر زنان در نقاشیهای ورمر مخمل، ابریشم، پوست با مواد بسیار مجلل پوشیدند.

عباراتی شبیه به "Samt" با ترجمه به فارسی

  • بذر
  • آلبومن بذرها · آلبومينهاي بذر · آلبومينهاي دانه · آندوسپرم · داندرون
  • ظرفيت رويشي بذر
  • بذر · بزر · تخم · تُخم · دانه
  • اسپرم · بذرها · بزر · تخم · تُخم · دانه · منی · نطفه · گندمهها
  • بذرهاي ساختگي · بذرهای مصنوعی
  • بذرهای مصنوعی
  • بذرها (گیاهشناختی)
اضافه کردن

ترجمه های "Samt" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه