ترجمه "same" به فارسی

بذر, تخم, دانه بهترین ترجمه های "same" به فارسی هستند.

same
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • بذر

    noun

    Der vernachlässigte Samen kann leicht weggerissen werden, bevor er Wurzeln schlägt.

    این بذر که نسبت به آن بیتوجهی شد براحتی میتوانست قبل از آنکه ریشه بگیرد، ربوده شود.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " same " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Same noun Noun masculine دستور زبان
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • تخم

    noun

    Ich wusste nicht, dass Apfelbäume aus Samen wachsen.

    من نمیدانستم که درخت سیب از تخم سیب میروید.

  • دانه

    noun

    Die Samen — einiges hier ist nicht sehr technisch.

    و دانه ها را جمع می کنند. سرتاسر دنیا.

  • تُخم

  • ترجمه های کمتر

    • بذر
    • بزر

تصاویر با "same"

عباراتی شبیه به "same" با ترجمه به فارسی

  • با · به همراه · مخمل
  • آلبومن بذرها · آلبومينهاي بذر · آلبومينهاي دانه · آندوسپرم · داندرون
  • ظرفيت رويشي بذر
  • مخمل
  • اسپرم · بذرها · بزر · تخم · تُخم · دانه · منی · نطفه · گندمهها
  • بذرهاي ساختگي · بذرهای مصنوعی
  • بذرهای مصنوعی
  • بذرها (گیاهشناختی)
اضافه کردن

ترجمه های "same" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه