ترجمه "Schal" به فارسی
شال ترجمه "Schal" به فارسی است.
Schal
noun
masculine
دستور زبان
Ein langes schmales Tuch, das um den Hals getragen wird.
-
شال
nounKleidungsstück
40 Euro für einen Schal? Haben sie nichts Günstigeres?
40 ین برای یک شال؟ چیز ارزانتری ندارید؟
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Schal " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
schal
adjective
دستور زبان
trocken (umgangssprachlich) [..]
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"schal" در فرهنگ لغت آلمانی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای schal در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "Schal"
عباراتی شبیه به "Schal" با ترجمه به فارسی
-
صدف
-
اسکره · شنج · صدف · فنجان · پوست · پوست سبزی · پوست میوه · پوسته · پیاله · کاسه
-
پوست میوه
-
پوستکنی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن