ترجمه "Schale" به فارسی
صدف, پوست میوه, پوست بهترین ترجمه های "Schale" به فارسی هستند.
Schale
noun
feminine
دستور زبان
Ein ungefähr halbkugelförmiger Behälter, in dem Lebensmittel wie Salat, Früchte, Suppe oder andere Dinge aufbewahrt, gemischt oder serviert werden. [..]
-
صدف
nounLöffel in die Schalen.
قاشق هارو بذاريد تو صدف ها.
-
پوست میوه
äußere Hülle von einer Frucht
-
پوست
nounEine dünne Kartoffelsuppe mit Schalen?
بهترين سوپ سيب زميني با پوست ؟
-
ترجمه های کمتر
- پوسته
- اسکره
- شنج
- فنجان
- پوست سبزی
- پیاله
- کاسه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Schale " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
schale
adjective
-
صدف
nounLöffel in die Schalen.
قاشق هارو بذاريد تو صدف ها.
تصاویر با "Schale"
عباراتی شبیه به "Schale" با ترجمه به فارسی
-
پوست میوه
-
پوستکنی
-
شال
اضافه کردن مثال
اضافه کردن