ترجمه "Schau" به فارسی
نمایش ترجمه "Schau" به فارسی است.
Schau
noun
feminine
دستور زبان
-
نمایش
nounDann stellt er ein bestimmtes Protein des Virus zur Schau.
سپس یکی از پروتئینهای ویروس را به نمایش میگذارد.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Schau " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
schau
verb
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"schau" در فرهنگ لغت آلمانی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای schau در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "Schau" با ترجمه به فارسی
-
او مات و مبهوت به اتاق نگاه می کرد.
-
اسب پیشکش دندانش را نمی شمرند · دندان اسب پیشکشی را نمیشمارند
-
بین · دیدن · دیدَن · نگاه کردن · نگریستن
-
نمايش دادن · ورزش
اضافه کردن مثال
اضافه کردن