ترجمه "schauen" به فارسی
دیدن, بین, دیدَن بهترین ترجمه های "schauen" به فارسی هستند.
schauen
verb
دستور زبان
spannern (vulgär)
-
دیدن
verb -
بین
adposition verb nounNach jeder Drehung pausiert die Tänzerin blitzschnell und schaut zum Publikum.
رقصنده بین هر چرخش برای کسری از ثانیه توقف میکند و با مخاطبان روبرو میشود.
-
دیدَن
-
ترجمه های کمتر
- نگاه کردن
- نگریستن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " schauen " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Schauen
noun
feminine
دستور زبان
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Schauen" در فرهنگ لغت آلمانی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Schauen در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "schauen"
عباراتی شبیه به "schauen" با ترجمه به فارسی
-
او مات و مبهوت به اتاق نگاه می کرد.
-
نمایش
-
اسب پیشکش دندانش را نمی شمرند · دندان اسب پیشکشی را نمیشمارند
-
نمايش دادن · ورزش
اضافه کردن مثال
اضافه کردن