ترجمه "Schlag" به فارسی

سیلی, آريتمي, آپوپلكسي بهترین ترجمه های "Schlag" به فارسی هستند.

Schlag noun masculine دستور زبان

Schlagfluss (veraltet) [..]

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • سیلی

    noun

    Die Schläge mögen zwar wehtun, aber sie können sein Leben retten.

    این سیلی همچون نیشی گزنده دردآور است، اما میتواند جان او را نجات بخشد.

  • آريتمي

  • آپوپلكسي

  • ترجمه های کمتر

    • اختلالات فشار خون
    • اختلالات قلبي-عروقي
    • اختلالات مغزي-عروقي
    • اختلالات گردش خوني
    • بیماریهای قلبی-عروقی
    • تنگي رگ
    • زيرايستايي
    • سكته مغزي
    • سياتوز
    • ضربه
    • ناكارايي عروقي
    • نژادهای سگ
    • هماتوم
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Schlag " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

schlag verb
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • شوک

    Wie Robertson schreibt, bedeutet das griechische Wort in diesem Ausdruck „herausschlagen, durch einen Schlag heraustreiben“.

    (لوقا ۲: ۴۸، ا ش) رابِرتسون میگوید که واژهٔ یونانی در این عبارت به معنای «شوک وارد کردن، با یک ضربه خارج کردن» است.

تصاویر با "Schlag"

عباراتی شبیه به "Schlag" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Schlag" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه