ترجمه "schlagen" به فارسی

زدن, ضرب, با کف دست زدن بهترین ترجمه های "schlagen" به فارسی هستند.

schlagen verb دستور زبان

verwichsen (umgangssprachlich) [..]

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • زدن

    verb

    Zwei Fliegen mit einer Klappe schlagen.

    با یک تیر دو نشان زدن.

  • ضرب

    noun

    Der Bruder wurde zwar heftig geschlagen, kam aber mit dem Leben davon.

    برادرمان که بسختی مورد ضرب و شتم قرار گرفته بود در آخر زنده ماند.

  • با کف دست زدن

  • ترجمه های کمتر

    • سیلی
    • شکست دادن
    • مغلوب کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " schlagen " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Schlagen

z.B. Sahne

+ اضافه کردن

"Schlagen" در فرهنگ لغت آلمانی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Schlagen در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "schlagen"

عباراتی شبیه به "schlagen" با ترجمه به فارسی

  • شوک
  • با یک تیر دو نشان · با یک تیر دو نشان زدن
  • آريتمي · آپوپلكسي · اختلالات فشار خون · اختلالات قلبي-عروقي · اختلالات مغزي-عروقي · اختلالات گردش خوني · بیماریهای قلبی-عروقی · تنگي رگ · زيرايستايي · سكته مغزي · سياتوز · سیلی · ضربه · ناكارايي عروقي · نژادهای سگ · هماتوم
  • شوالیه كردن
اضافه کردن

ترجمه های "schlagen" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه