ترجمه "Schlagzeug" به فارسی
درام, تبل بهترین ترجمه های "Schlagzeug" به فارسی هستند.
Schlagzeug
noun
Noun
neuter
دستور زبان
-
درام
nounKombination verschiedener Schlaginstrumente und Becken
Und diese Kerle im Exploratorium nutzen Zimmerpflanzen als Schlagzeug.
و اینها هم درون موزه ی هنرهای معاصر، از گیاهان خانگی به عنوان طبلهای درام استفاده می کنند.
-
تبل
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Schlagzeug " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "Schlagzeug"
عباراتی شبیه به "Schlagzeug" با ترجمه به فارسی
-
درام الکترونیکی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن