ترجمه "Schlamm" به فارسی

گل, gel, گل آب شيرين بهترین ترجمه های "Schlamm" به فارسی هستند.

Schlamm noun masculine دستور زبان

(feiner) Schlamm [..]

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • گل

    noun

    Gemisch aus Wasser und feinkörnigen Feststoffen

    Ich verbrachte den halben Tag damit, den Schlamm aus seinem Smoking zu bürsten.

    نصف روز رو صرف تميز کردنِ گل از لباس شامش کردم.

  • gel

  • گل آب شيرين

  • ترجمه های کمتر

    • گل و لای
    • گلزار
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Schlamm " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

schlamm
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • گل

    noun

    Ich verbrachte den halben Tag damit, den Schlamm aus seinem Smoking zu bürsten.

    نصف روز رو صرف تميز کردنِ گل از لباس شامش کردم.

تصاویر با "Schlamm"

اضافه کردن

ترجمه های "Schlamm" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه