ترجمه "Schnitt" به فارسی
بخش, سطح مقطع, علفچینی بهترین ترجمه های "Schnitt" به فارسی هستند.
Schnitt
noun
masculine
دستور زبان
arithmetisches Mittel (fachsprachlich) [..]
-
بخش
nounDas sind aufeinanderfolgende Schnitte durch diesen sehr, sehr dünnen Gewebeblock.
و اینها برشهای پشت هم هستند در این بخش بسیار بسیار کوچک بافت.
-
سطح مقطع
-
علفچینی
-
هرس
Beschnitt von Pflanzen
Die Leute müssen sie zwei mal am Tag anzapfen, nur ein Millimeter-grosser Schnitt.
مردم باید روزی دوبار آن ها را هرس کنند — فقط به قطر چند میلیمتر —
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Schnitt " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
schnitt
verb
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"schnitt" در فرهنگ لغت آلمانی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای schnitt در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "Schnitt" با ترجمه به فارسی
-
از وسط قطع كردن
-
برش بیشینه
-
نسبت طلایی
-
استیک · بیفتک · زید
-
برش · بریدن · درو کردن · فرخویدن · هرس کردن
-
نسبت طلایی
-
شبکه شاره
-
برش · برشدادن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن