ترجمه "Schwimmen" به فارسی

شنا کردن, شنا, شناکردن انسان بهترین ترجمه های "Schwimmen" به فارسی هستند.

Schwimmen noun neuter دستور زبان
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • شنا کردن

    verb

    Man lernt nicht außerhalb des Wassers zu schwimmen.

    آدم خارج از آب شنا کردن یاد نمیگیرد.

  • شنا

    noun

    Ich wusste nicht, dass Hunde gut schwimmen können.

    من نمیدانستم، که سگها قادرند خوب شنا کنند.

  • شناکردن انسان

    Nicht-Untergehen eines Körpers in einer Flüssigkeit und Fortbewegung von Lebewesen im Wasser

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Schwimmen " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

schwimmen verb دستور زبان

rinnen (Jägersprache) (fachsprachlich)

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • شنا کردن

    verb

    Man lernt nicht außerhalb des Wassers zu schwimmen.

    آدم خارج از آب شنا کردن یاد نمیگیرد.

  • شنا

    noun

    Ich wusste nicht, dass Hunde gut schwimmen können.

    من نمیدانستم، که سگها قادرند خوب شنا کنند.

  • شناویدن

    verb
  • ترجمه های کمتر

    • شناور
    • شناوری کردن
    • شناریدن

تصاویر با "Schwimmen"

عباراتی شبیه به "Schwimmen" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Schwimmen" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه