ترجمه "Schwimmen" به فارسی
شنا کردن, شنا, شناکردن انسان بهترین ترجمه های "Schwimmen" به فارسی هستند.
Schwimmen
noun
neuter
دستور زبان
-
شنا کردن
verbMan lernt nicht außerhalb des Wassers zu schwimmen.
آدم خارج از آب شنا کردن یاد نمیگیرد.
-
شنا
nounIch wusste nicht, dass Hunde gut schwimmen können.
من نمیدانستم، که سگها قادرند خوب شنا کنند.
-
شناکردن انسان
Nicht-Untergehen eines Körpers in einer Flüssigkeit und Fortbewegung von Lebewesen im Wasser
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Schwimmen " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
schwimmen
verb
دستور زبان
rinnen (Jägersprache) (fachsprachlich)
-
شنا کردن
verbMan lernt nicht außerhalb des Wassers zu schwimmen.
آدم خارج از آب شنا کردن یاد نمیگیرد.
-
شنا
nounIch wusste nicht, dass Hunde gut schwimmen können.
من نمیدانستم، که سگها قادرند خوب شنا کنند.
-
شناویدن
verb
-
ترجمه های کمتر
- شناور
- شناوری کردن
- شناریدن
تصاویر با "Schwimmen"
عباراتی شبیه به "Schwimmen" با ترجمه به فارسی
-
صید اسفنج
-
صید اسفنج
-
اسفنج دریایی
-
اسفنج · اسفنجها
-
اسفنجها
اضافه کردن مثال
اضافه کردن