ترجمه "schwamm" به فارسی

اسفنجها, اسفنج, اسفنجها بهترین ترجمه های "schwamm" به فارسی هستند.

schwamm verb
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • اسفنجها

    noun

    In einigen Erdteilen setzen sie Werkzeuge ein, etwa Schwämme zur Fischjagd.

    و در برخى جاهاى دنيا، آنها از ابزارى مثل اسفنجها براى صيد ماهى استفاده مىكنند.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " schwamm " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Schwamm noun masculine دستور زبان
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • اسفنج

    noun

    Reinigungsutensil, entweder aus natürlichem oder synthetischem Material

    Sie hatte zwei Schwämme in der Hand, und zwei an den Knien.

    او دو تا اسفنج به دست داشت، و بعدها دو تا هم به زانوهاش میبست.

  • اسفنجها

    noun

    In einigen Erdteilen setzen sie Werkzeuge ein, etwa Schwämme zur Fischjagd.

    و در برخى جاهاى دنيا، آنها از ابزارى مثل اسفنجها براى صيد ماهى استفاده مىكنند.

تصاویر با "schwamm"

عباراتی شبیه به "schwamm" با ترجمه به فارسی

  • صید اسفنج
  • صید اسفنج
  • اسفنج دریایی
  • شنا · شنا کردن · شناریدن · شناور · شناوری کردن · شناویدن
  • شنا · شنا کردن · شناکردن انسان
  • شنا · شنا کردن · شناکردن انسان
اضافه کردن

ترجمه های "schwamm" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه