ترجمه "Schwitze" به فارسی

خوی, عرق بهترین ترجمه های "Schwitze" به فارسی هستند.

Schwitze noun feminine
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • خوی

    noun
  • عرق

    noun

    Er fing an zu schwitzen.

    شروع کرد به عرق کردن.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Schwitze " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

schwitze verb
+ اضافه کردن

"schwitze" در فرهنگ لغت آلمانی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای schwitze در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "Schwitze" با ترجمه به فارسی

  • عرق کردن · عرقكردن · عرقکردن
  • اتلاف گرماي موجودات زنده · تعادل گرمايي بدن · تنظيم دماي بدن · تنظیم حرارت · توليد گرماي فيزيولوژيكي · عرقكردن · كنترل گرمايي · گرمازايي
اضافه کردن

ترجمه های "Schwitze" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه