ترجمه "schwitzen" به فارسی
عرق کردن, عرقكردن, عرقکردن بهترین ترجمه های "schwitzen" به فارسی هستند.
schwitzen
verb
دستور زبان
Schweiß absondern.
-
عرق کردن
verbEr fing an zu schwitzen.
شروع کرد به عرق کردن.
-
عرقكردن
-
عرقکردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " schwitzen " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Schwitzen
noun
Noun
neuter
دستور زبان
Diaphorese (fachsprachlich) [..]
-
اتلاف گرماي موجودات زنده
-
تعادل گرمايي بدن
-
تنظيم دماي بدن
-
ترجمه های کمتر
- تنظیم حرارت
- توليد گرماي فيزيولوژيكي
- عرقكردن
- كنترل گرمايي
- گرمازايي
عباراتی شبیه به "schwitzen" با ترجمه به فارسی
-
خوی · عرق
اضافه کردن مثال
اضافه کردن