ترجمه "Seine" به فارسی
رود سن, او, سن بهترین ترجمه های "Seine" به فارسی هستند.
Seine
دستور زبان
Der drittlängste Fluss Frankreichs, der in Burgund entspringt, Troyes, Paris und Rouen durchfließt und in den Ärmelkanal mündet.
-
رود سن
Du weißt, damals, erstreckten sich meine Länder von Rouen, den ganzen Weg runter zur Küste.
ميدوني ، به گذشته که فکر ميکنم ، زمين هام که از " روان " تا ساحل رود سن وسعت داشت.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Seine " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
seine
pronoun
دستور زبان
der/die/das ihm gehörende
-
او
pronounBrot backt sie selbst, doch sie hat ihre eigene Methode.
او نان را با روش خاص خودش درست می کند.
-
سن
nounIch hatte damals noch nicht einmal meine Periode.
و هنوز حتی به سن بلوغ هم نرسیده بودم.
تصاویر با "Seine"
عباراتی شبیه به "Seine" با ترجمه به فارسی
-
šomā · او · شان · شما
-
او · ت · تو · شما · شُما
-
-ام · برای من · م · مال من · مرا · من
-
خانمها و آقایان
-
کلیدهایم را گم کردم
-
بكار انداختن
-
زندگی من
-
آن · است · او · بودن · داشتن · در حال · هاسی · هست
اضافه کردن مثال
اضافه کردن