ترجمه "sein" به فارسی

بودن, است, آن بهترین ترجمه های "sein" به فارسی هستند.

sein verb دستور زبان

geben (umgangssprachlich) [..]

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • بودن

    verb

    Arm sein ist keine Schande.

    تهیدست بودن ننگ نیست.

  • است

    verb

    Wir wissen, dass es schwierig ist, aber bitte übersetze nicht wortwörtlich!

    ما میدانیم که این کار سخت است، ولی لطفاً تحتاللفظی ترجمه نکنید.

  • آن

    determiner

    Toms Haus ist nur drei Blocks weiter.

    خانه ی تام فقط سه بلوک آن طرف تر از اینجاست.

  • ترجمه های کمتر

    • او
    • هست
    • داشتن
    • در حال
    • هاسی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " sein " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Sein noun neuter دستور زبان
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • وجود

    noun

    ein Konzept von gegebenen und empfundenen Eindrücke der Realität und der Existenz

    Ist am Freitag ein Tisch für zwei frei?

    آیا میزی برای دو نفر در روز جمعه وجود دارد؟

  • هستی

    verb noun

    Bist du wütend, zähl bis vier, hilft das nicht, dann explodier.

    اگر خشمگین هستی، تا چهار بشمار، اگر کمک نکرد، انفجار.

تصاویر با "sein"

عباراتی شبیه به "sein" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "sein" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه