ترجمه "seine" به فارسی

او, سن, رود سن بهترین ترجمه های "seine" به فارسی هستند.

seine pronoun دستور زبان

der/die/das ihm gehörende

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • او

    pronoun

    Brot backt sie selbst, doch sie hat ihre eigene Methode.

    او نان را با روش خاص خودش درست می کند.

  • سن

    noun

    Ich hatte damals noch nicht einmal meine Periode.

    و هنوز حتی به سن بلوغ هم نرسیده بودم.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " seine " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Seine دستور زبان

Der drittlängste Fluss Frankreichs, der in Burgund entspringt, Troyes, Paris und Rouen durchfließt und in den Ärmelkanal mündet.

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • رود سن

    Du weißt, damals, erstreckten sich meine Länder von Rouen, den ganzen Weg runter zur Küste.

    ميدوني ، به گذشته که فکر ميکنم ، زمين هام که از " روان " تا ساحل رود سن وسعت داشت.

تصاویر با "seine"

عباراتی شبیه به "seine" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "seine" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه