ترجمه "Spinne" به فارسی
عنکبوت, تارتنک, تنندوییان بهترین ترجمه های "Spinne" به فارسی هستند.
Spinne
noun
feminine
دستور زبان
Arachnoid (fachsprachlich)
-
عنکبوت
nounDas bezeichne ich nicht als Spinne. Das bezeichne ich als Ungetüm.
من آن را یک عنکبوت نمی نامم،آن را یک هیولای عظیم الجثه می نامم.
-
تارتنک
noun -
تنندوییان
-
ترجمه های کمتر
- عنكبوتها
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Spinne " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
spinne
verb
-
عنكبوتها
All Spinnen stellen im Lauf ihres Lebens Seide her.
همه عنكبوتها در دوران مختلفي از زندگي شان تار درست ميكنند.
تصاویر با "Spinne"
عباراتی شبیه به "Spinne" با ترجمه به فارسی
-
تارتنک · عنکبوت
-
هيرههاي عنكبوتی سرخ
-
تنگ کردن · کشیدن
-
ریسندگی
-
كشيدن
-
هيرههاي عنكبوتی · هيرههاي عنكبوتی سرخ · چارچنگالان
-
تنیدن · رشتن · ریسندگی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن