ترجمه "Spinne" به فارسی

عنکبوت, تارتنک, تنندوییان بهترین ترجمه های "Spinne" به فارسی هستند.

Spinne noun feminine دستور زبان

Arachnoid (fachsprachlich)

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • عنکبوت

    noun

    Das bezeichne ich nicht als Spinne. Das bezeichne ich als Ungetüm.

    من آن را یک عنکبوت نمی نامم،آن را یک هیولای عظیم الجثه می نامم.

  • تارتنک

    noun
  • تنندوییان

  • ترجمه های کمتر

    • عنكبوتها
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Spinne " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

spinne verb
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • عنكبوتها

    All Spinnen stellen im Lauf ihres Lebens Seide her.

    همه عنكبوتها در دوران مختلفي از زندگي شان تار درست ميكنند.

تصاویر با "Spinne"

عباراتی شبیه به "Spinne" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Spinne" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه