ترجمه "Spucke" به فارسی

تف, بزاق بهترین ترجمه های "Spucke" به فارسی هستند.

Spucke noun feminine دستور زبان

Spucke (umgangssprachlich) [..]

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • تف

    noun

    Ich schätze, für mich war Spucke wie Kryptonit.

    من فرض می کنم ، اون تف ها مانعی در قدرت مافوق طبیعی (کریپتنایت) بود.

  • بزاق

    noun

    Sekret der im Inneren des Mundes befindlichen Speicheldrüsen, welches ausgespuckt werden kann.

    Das eine Ende bedeckt die Klinge mit Spucke des Riesenhaften Alptraums.

    یه طرفش شمشیره ، آغشته به بزاق اژدها.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Spucke " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

spucke verb
+ اضافه کردن

"spucke" در فرهنگ لغت آلمانی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای spucke در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "Spucke" با ترجمه به فارسی

  • تف · تف کردن · دشنه
اضافه کردن

ترجمه های "Spucke" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه