ترجمه "Stadt" به فارسی

شهر, شهرک, شهرها بهترین ترجمه های "Stadt" به فارسی هستند.

Stadt noun feminine دستور زبان

als öffentliche Verwaltungseinheit [..]

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • شهر

    noun

    größere, zentralisierte und abgegrenzte Siedlung

    Sie war so nett, mir die Stadt zu zeigen.

    او اینقدر مهربان بود که شهر را به من نشان دهد.

  • شهرک

    noun

    „Der Bruder fuhr den Lautsprecherwagen hoch in die Berge, während wir Frauen unten in der Stadt blieben.

    او میگوید: «برادری که با ما بود اتومبیل را به جایی بلند در کوه برد و ما در شهرک ماندیم.

  • شهرها

    noun

    Sie war so nett, mir die Stadt zu zeigen.

    او اینقدر مهربان بود که شهر را به من نشان دهد.

  • ترجمه های کمتر

    • مدينه
    • medîne
    • scher
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Stadt " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

stadt
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • شهرها

    noun

    Sie war so nett, mir die Stadt zu zeigen.

    او اینقدر مهربان بود که شهر را به من نشان دهد.

تصاویر با "Stadt"

عباراتی شبیه به "Stadt" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Stadt" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه