ترجمه "stadion" به فارسی
ورزشگاه, ورزشگاه, استادیا بهترین ترجمه های "stadion" به فارسی هستند.
-
ورزشگاه
nounWieso ein Footballspiel zuhause und nicht im Stadion ansehen, wenn man Karten hat?
نگاه کردن فوتبال از توي خونه.. با نگاه کردن فوتبال از توي ورزشگاه قطعا مثل هم نيستند.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " stadion " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Ein großer Bau für Sport und Veranstaltungen unter freiem Himmel.
-
ورزشگاه
nounein Austragungsort von sportlichen Wettkämpfen in Form eines Spielfeldes [..]
Wieso ein Footballspiel zuhause und nicht im Stadion ansehen, wenn man Karten hat?
نگاه کردن فوتبال از توي خونه.. با نگاه کردن فوتبال از توي ورزشگاه قطعا مثل هم نيستند.
-
استادیا
antike Längenmaßeinheit
-
استادیوم
Wir gingen in dieses Stadion, und genossen dort ein aufregendes Spiel.
ما به آن استادیوم رفتیم و از یک مسابقه مهیج لذت بردیم.
تصاویر با "stadion"
عباراتی شبیه به "stadion" با ترجمه به فارسی
-
استادیوم گوتلیب دایملر
-
استادیوم فرانکن
-
ورزشگاه آزادی تهران
-
ورزشگاه ارنست هاپل
-
استادیوم فریتز والتر