ترجمه "Stattfinden" به فارسی

رخ دادن, پیشامد کردن, باش بهترین ترجمه های "Stattfinden" به فارسی هستند.

Stattfinden
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • رخ دادن

    verb
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Stattfinden " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

stattfinden verb دستور زبان

über die Bühne gehen (umgangssprachlich)

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • پیشامد کردن

  • باش

    verb

    Wo kein Lernen stattfindet, findet auch keine Bildung statt.

    اگر یادگیری وجود نداشته باشد، آموزش و پرورشی در کار نیست.

  • بود

    verb

    Es ist Tom, der mir gesagt hat, wann das Meeting stattfindet.

    تام کسی است که به من گفت زمان ملاقات کی خواهد بود.

  • بودن

    verb
اضافه کردن

ترجمه های "Stattfinden" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه