ترجمه "Stattfinden" به فارسی
رخ دادن, پیشامد کردن, باش بهترین ترجمه های "Stattfinden" به فارسی هستند.
Stattfinden
-
رخ دادن
verb
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Stattfinden " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
stattfinden
verb
دستور زبان
über die Bühne gehen (umgangssprachlich)
-
پیشامد کردن
-
باش
verbWo kein Lernen stattfindet, findet auch keine Bildung statt.
اگر یادگیری وجود نداشته باشد، آموزش و پرورشی در کار نیست.
-
بود
verbEs ist Tom, der mir gesagt hat, wann das Meeting stattfindet.
تام کسی است که به من گفت زمان ملاقات کی خواهد بود.
-
بودن
verb
اضافه کردن مثال
اضافه کردن