ترجمه "Stufe" به فارسی
مرحله, اشکوب (چینهشناسی), طبقه بهترین ترجمه های "Stufe" به فارسی هستند.
Stufe
noun
feminine
دستور زبان
Periode (fachsprachlich)
-
مرحله
nounIch bin schon dabei es auf die nächste Stufe zu bringen.
من مي خوام يه مرحله به جلو برم.
-
اشکوب (چینهشناسی)
Einheit der Chronostratigraphie in der Geologie
-
طبقه
nounund stufte uns als "nicht ausländischer" Feind ein.
و ما رو بعنوان دشمن غیربیگانه طبقه بندی کردن.
-
پله
nounGeh schon und schrubbe die Stufen ab, bevor er zurückkommt und hier wieder rumbrüllt!
برو پله ها رو بشور تا نيومده خونه رو روي سرش بذاره
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Stufe " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "Stufe"
عباراتی شبیه به "Stufe" با ترجمه به فارسی
-
حساب محمولات
-
تورفتگی · نزول مرتبه
-
ارتقاء دادن · بیرون آمدگی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن