ترجمه "Stuhl" به فارسی
صندلی, کرسی, ان بهترین ترجمه های "Stuhl" به فارسی هستند. نمونه ترجمه شده: Der Stuhl ist mir zu niedrig. ↔ صندلی برای من زیادی پایین است.
Stuhl
noun
masculine
دستور زبان
Bergère (antik) [..]
-
صندلی
nounSitzmöbel [..]
Der Stuhl ist mir zu niedrig.
صندلی برای من زیادی پایین است.
-
کرسی
noun -
ان
Suffix noun
-
ترجمه های کمتر
- جا
- پهن
- گه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Stuhl " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "Stuhl"
عباراتی شبیه به "Stuhl" با ترجمه به فارسی
-
صندلی الکتریکی
-
صندلی
-
صندلی الکتریکی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن
ترجمه های "Stuhl" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه
Da fehlt ein Stuhl.
صندلي وجود نداره.
Stühle, leer, an leeren Tischen
صندلي هاي خالي بر ميزهاي خالي
Der elektrische Stuhl ist übrigens gelb.
هر كسي نميدونه كه صندلي زرد رنگ شده
Ich glaube nicht, dass das auf Italienisch " Stuhl " heißt.
فکر نکنم توی زبان ایتالیایی به معنی " صندلی " باشه
Ich werde den Rest meines Lebens in diesem Stuhl verbringen.
من قراره بقیه عمرم رو روی این صندلی بگذرونم