ترجمه "stumm" به فارسی

لال, خاموش, gong بهترین ترجمه های "stumm" به فارسی هستند.

stumm adjective دستور زبان

wie vor den Kopf geschlagen (umgangssprachlich) [..]

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • لال

    adjective

    Sie war blind, taub und stumm.

    او کور، کَر و لال بود.

  • خاموش

    adjective

    Daher wollte ich das Bild der stummen Katastrophe schaffen.

    بنابراین میخواستم تصویری از فاجعهای خاموش را خلق کنم.

  • gong

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " stumm " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Stumm proper neuter دستور زبان
+ اضافه کردن

"Stumm" در فرهنگ لغت آلمانی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Stumm در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "stumm" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "stumm" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه