ترجمه "Tageslicht" به فارسی
نور خورشید, روز روشن, نور آفتاب بهترین ترجمه های "Tageslicht" به فارسی هستند.
Das Licht, die Helligkeit des Tages.
-
نور خورشید
nounSie ermittelten Umweltbedingungen und entwarfen ein Dach, das viel Tageslicht durchlässt und gleichzeitig die Akustik verbessert.
آنها شرایط محیطی رو سنجیدند و سقفی ایجاد کردند تا میزان استفاده از نور خورشید را به حداکثر برساند و عملکرد صوتی را بهبود ببخشد.
-
روز روشن
sichtbares Licht der Sonne
Bei Tageslicht dürfen sie nicht draußen sein.
. اونا نمي تونستن در روز روشن حرکت کنند
-
نور آفتاب
Tageslicht tötet sie nicht und sie funkeln auch nicht.
نور آفتاب اذیتشون میکنه ولی اونا رو نمیکشه! و جرقه هم نمیزنن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Tageslicht " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
-
روز روشن
Bei Tageslicht dürfen sie nicht draußen sein.
. اونا نمي تونستن در روز روشن حرکت کنند
-
نور خورشید
Sie ermittelten Umweltbedingungen und entwarfen ein Dach, das viel Tageslicht durchlässt und gleichzeitig die Akustik verbessert.
آنها شرایط محیطی رو سنجیدند و سقفی ایجاد کردند تا میزان استفاده از نور خورشید را به حداکثر برساند و عملکرد صوتی را بهبود ببخشد.