ترجمه "Tagesration" به فارسی
جيرههاي آغازگر, جيرههاي روزانه, جيرههاي نگهدارنده بهترین ترجمه های "Tagesration" به فارسی هستند. نمونه ترجمه شده: Meine Tagesration ist überschritten. ↔ من به آخرين حد ضربان قلبم رسيدم.
Tagesration
-
جيرههاي آغازگر
-
جيرههاي روزانه
-
جيرههاي نگهدارنده
-
ترجمه های کمتر
- جيرههاي پايه
- جیرههای زادآوری
- جیرههای غذایی
- جیرههای پرواری
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Tagesration " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
tagesration
-
جيرههاي روزانه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن
ترجمه های "Tagesration" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه
Meine Tagesration ist überschritten.
من به آخرين حد ضربان قلبم رسيدم.
Sag deinem Lover, dass ich ihm die zwei Tagesrationen zurückzahle, wenn er rauskommt.
از زندون اومد بيرون ، سهميه ي غذايي دو روزش رو باهاش حساب ميکنم
Später erst bemerkte ich, dass, was ich gegessen hatte, zwei Tagesrationen seiner ganzen Familie entsprach.
بعدا" بود که فهمیدم غذایی که اون بهم داد غذای دو روز کل خانواده اش بود.
Sie kam vor ein paar Stunden vorbei, hat sich ein Gewehr und ein paar Tagesrationen geschnappt.
اون چند ساعت پيش اومد ، يه تفنگ برداشت و يه مقدار آذوقه.