ترجمه "Tal" به فارسی
دره, بازه, خلیف بهترین ترجمه های "Tal" به فارسی هستند.
Tal
noun
neuter
دستور زبان
eines Flusses
-
دره
nounlanggestreckte, nach mindestens einer Seite offene Hohlform in der Landschaft
Wir hörten das Echo unserer Stimmen von der anderen Seite des Tales.
پژواک صداهایمان را از طرف دیگر آن دره میشنیدیم.
-
بازه
noun -
خلیف
noun
-
ترجمه های کمتر
- درهها
- وادی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Tal " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
tal
-
درهها
TAL
TAL (Programmiersprache)
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"TAL" در فرهنگ لغت آلمانی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای TAL در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "Tal"
عباراتی شبیه به "Tal" با ترجمه به فارسی
-
ناوسیکا از دره باد
-
حکایتهای کنتربری
-
در دره الاه
-
درهٔ سیلیکون
اضافه کردن مثال
اضافه کردن