ترجمه "Verbindung" به فارسی

اتصال, ارتباط, رابطه بهترین ترجمه های "Verbindung" به فارسی هستند.

Verbindung noun feminine دستور زبان

Brücke (fig.) [..]

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • اتصال

    noun

    Ist die Tür ungeschützt, wird die Verbindung getrennt.

    وقتي اون در تحت كنترل نباشه ، اتصال قطع ميشه.

  • ارتباط

    noun

    Gibt es eine direkte Verbindung zwischen Warschau und Berlin?

    آیا یک ارتباط مستقیم بین ورشو و برلین وجود دارد؟

  • رابطه

    noun

    Ich könnte eine langfristige Verbindung herstellen, die nicht zu dir besteht.

    يه رابطه ي طولاني مدت داشته باشم که با تو نيست

  • ترجمه های کمتر

    • پیوند
    • تماس
    • قابلیت اتصال
    • مركب
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Verbindung " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "Verbindung" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Verbindung" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه