ترجمه "verbinden" به فارسی
پیوستن, وصل شدن بهترین ترجمه های "verbinden" به فارسی هستند.
verbinden
verb
دستور زبان
anstöpseln (umgangssprachlich) [..]
-
پیوستن
verbEs geht darum, sich mit anderen zu verbinden, um ethische Vorstellungen nachzuverfolgen.
درباره پیوستن به دیگران برای دنبال کردن ایدههای اخلاقی است.
-
وصل شدن
Es muss schrecklich gewesen sein, als du mit dem Ding verbunden warst.
حتماً وصل شدن به اون موجود خيلي دردناک بوده.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " verbinden " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Verbinden
Noun
دستور زبان
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Verbinden" در فرهنگ لغت آلمانی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Verbinden در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "verbinden" با ترجمه به فارسی
-
ائتلافها · بانداژ · توری · پانسمان
-
ائتلافها · پانسمان
-
اتحادیه ملل جنوب شرق آسيا
-
مجتمعهای کشت و صنعت · مجموعههاي کشت و صنعت
-
مجموعههاي کشت و صنعت
-
یگان
-
متصل · نزدیک · نواری · همسایه
-
اتحادیه ملل جنوب شرق آسيا · اتحادیه ملل جنوب شرق آسیا
اضافه کردن مثال
اضافه کردن