ترجمه "verbunden" به فارسی

متصل, نزدیک, نواری بهترین ترجمه های "verbunden" به فارسی هستند.

verbunden adjective verb دستور زبان

verbunden (mit) [..]

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • متصل

  • نزدیک

    noun

    Gespräche sind Brücken, die uns mit unseren Kindern verbinden

    گفتگو مثل پلی است که شما را به فرزندتان نزدیک میکند

  • نواری

  • همسایه

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " verbunden " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Verbunden noun masculine دستور زبان
+ اضافه کردن

"Verbunden" در فرهنگ لغت آلمانی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Verbunden در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "verbunden" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "verbunden" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه