ترجمه "verbunden" به فارسی
متصل, نزدیک, نواری بهترین ترجمه های "verbunden" به فارسی هستند.
verbunden
adjective
verb
دستور زبان
verbunden (mit) [..]
-
متصل
-
نزدیک
nounGespräche sind Brücken, die uns mit unseren Kindern verbinden
گفتگو مثل پلی است که شما را به فرزندتان نزدیک میکند
-
نواری
-
همسایه
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " verbunden " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Verbunden
noun
masculine
دستور زبان
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Verbunden" در فرهنگ لغت آلمانی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Verbunden در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "verbunden" با ترجمه به فارسی
-
ائتلافها · بانداژ · توری · پانسمان
-
ائتلافها · پانسمان
-
فایبرگلاس
-
اتحادیه ملل جنوب شرق آسيا
-
مجتمعهای کشت و صنعت · مجموعههاي کشت و صنعت
-
مجموعههاي کشت و صنعت
-
یگان
-
شیشههای لمینت
اضافه کردن مثال
اضافه کردن