ترجمه "verband" به فارسی
ائتلافها, پانسمان, ائتلافها بهترین ترجمه های "verband" به فارسی هستند.
verband
verb
-
ائتلافها
-
پانسمان
Es waren die jungen Frauen, die Gesundheitshelferinnen, die die Wunden dieses Babys säuberten und verbanden.
این زنهای جوان و یاوران تندرستی بودند، که زخمهای بدن این بچه را پاک میکردند و پانسمان میکردند.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " verband " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Verband
noun
Noun
masculine
دستور زبان
Spezis (derb) [..]
-
ائتلافها
-
بانداژ
noun -
توری
Struktur in der Mathematik
-
پانسمان
Behandlungstechniken in der Medizin
Mich interessierte nämlich noch immer die Frage, wie man Verbrennungspatienten am besten die Verbände abnimmt.
هنوز برای من جالب بود که بدانم چطور باید پانسمان بیماران سوختگی را عوض کرد.
تصاویر با "verband"
عباراتی شبیه به "verband" با ترجمه به فارسی
-
اتحادیه ملل جنوب شرق آسيا
-
مجتمعهای کشت و صنعت · مجموعههاي کشت و صنعت
-
مجموعههاي کشت و صنعت
-
یگان
-
متصل · نزدیک · نواری · همسایه
-
وصل شدن · پیوستن
-
اتحادیه ملل جنوب شرق آسيا · اتحادیه ملل جنوب شرق آسیا
اضافه کردن مثال
اضافه کردن