ترجمه "verband" به فارسی

ائتلافها, پانسمان, ائتلافها بهترین ترجمه های "verband" به فارسی هستند.

verband verb
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • ائتلافها

  • پانسمان

    Es waren die jungen Frauen, die Gesundheitshelferinnen, die die Wunden dieses Babys säuberten und verbanden.

    این زنهای جوان و یاوران تندرستی بودند، که زخمهای بدن این بچه را پاک میکردند و پانسمان میکردند.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " verband " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Verband noun Noun masculine دستور زبان

Spezis (derb) [..]

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • ائتلافها

  • بانداژ

    noun
  • توری

    Struktur in der Mathematik

  • پانسمان

    Behandlungstechniken in der Medizin

    Mich interessierte nämlich noch immer die Frage, wie man Verbrennungspatienten am besten die Verbände abnimmt.

    هنوز برای من جالب بود که بدانم چطور باید پانسمان بیماران سوختگی را عوض کرد.

تصاویر با "verband"

عباراتی شبیه به "verband" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "verband" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه