ترجمه "Verwaltung" به فارسی

اداره, مدیریت, مدیریت بازرگانی بهترین ترجمه های "Verwaltung" به فارسی هستند.

Verwaltung noun feminine دستور زبان

Wasserkopf (abwertend) (umgangssprachlich) [..]

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • اداره

    noun

    Die andere Sache ist eine bessere Verwaltung unserer Finanzen.

    کار دیگری که انجام دادیم اداره بهتر امور مالی مان است.

  • مدیریت

    noun

    Aber das könnte sich auch in einer Schule abgespielt haben, in der Verwaltung,

    میتونه توی یه مدرسه باشه،توی سازمان مدیریت باشه.

  • مدیریت بازرگانی

    weisungsgebundene Organisation mit dem Auftrag des Verwaltens

  • مدیریت سیستم

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Verwaltung " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "Verwaltung" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Verwaltung" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه